نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان ارباب سالار

دانلود رمان ارباب سالار

 

خلاصه رمان ارباب سالار :

داستان یه دختره…

دختری که همیشه تنها بوده.

مثل رمان های دیگه، دختر قصه سوگلی نیست…

ناز پرورده نیست…

دانلود رمان ارباب سالار

با داشتنِ پدر، هیچ وقت مهر پدری رو نداشته …

همیشه له شده و همین له شدناش هیچ غروری رو برای اون باقی نذاشته…

دختر قصه مغرور نیست ؛ اتفاقا خیلی هم مهربونه …

حتی برای اونایی که بهش بد کردن…

اما پسر قصه…

تا دلت بخواد غرور داره…

خودخواهه و از خود راضی.

بالاخره کم کسی نیست که… اربابه…

دانلود رمان ارباب سالار

 

قسمت هایی از رمان ارباب سالار :

مثل همیشه تو اتاق بیکار نشسته بودم .

حوصلم خیلی سر رفته بود از رو تخت بلند شدم و از اتاق خارج شدم .

بابا اومده بود .

بابا رو خیلی دوست داشتم اما هیچ وقت دلیل این همه نامهربونیاش نسبت به خودم رو درک نمی کردم !!!

قبول داشتم بعضی وقتا عصبانیش می کردم اما بابا همیشه برای من حوصله نداشت و از دستم عصبانی بود !!

اقا ( بابای بابا ) خدا بیامرز هم همیشه همین جوری بود تا یادم میاد با من رفتار خوبی نداشت.

از اتاق که خارج شدم بلند سلام کردم بابا مثل همیشه جوابم رو با اخم داد

ولی مامان با خوشرویی به سمتم برگشت .

مامان:

سلام عزیزم بیا ببین بابات چه گوشی قشنگی برا سحر خریده .

( سحر خواهر کوچک ترم و سوگند خواهر بزرگ ترم بود )

_مبارکه سحر …

سحر: مرسی

سحر و سوگند نه با من بد رفتار بودند نه خوش رفتار .

بی تفاوت بودنند که این به نظرم اثر رفتار بابا بود .

نگاهم به گوشی سحر افتاد یه گوشی طلایی رنگ با مدل htc بود .

غم عالم تو دلم نشست .

دانلود رمان ارباب سالار

بابا هیچ وقت برام چیزی نخریده بود.

حتی گوشیی هم که الان داشتم رو خودم با پول خرجیای جمع شدم خریده بودم یه گوشیه ساده ۱۱۰۰.

صدای بابا من رو از افکارم بیرون کشید :

بابا: من اصلا از حسادت خوشم نمیاد هر کس هر چیزی رو که لایقشه رو می گیره سحر لیاقته گوشی رو داشت .

حرفاش درد داشت . نداشت ؟؟ داشت خیلیم داشت

حرفش یعنی تو به سحر حسادت می کنی ,

حرفش یعنی تو لیاقت هیچ چیزی رو نداری .

به خدا من نگاهم از رو حسادت نبود فقط غم داشت غمگین بودم ,

ناراحت بودم از بابام . بابایی که هیچ وقت دوسم نداشت .

_نه من حسادت نمی کنم من …

بابا : سوگل برو تو اتاقت ! من بچه نیستم . از چشم هات داره حسادت می باره …

دانلود رمان ارباب سالار

دانلود رمان عاشق اسیر

خلاصه کتاب
داستان یه دختره… دختری که همیشه تنها بوده. مثل رمانهای دیگه، دختر قصه سوگلی نیست… ناز پرورده نیست… با داشتنِ پدر، هیچ وقت مهر پدری رو نداشته… همیشه له شده و همین له شدناش هیچ غروری رو برای اون باقی نذاشته… دختر قصه مغرور نیست؛ اتفاقا خیلی هم مهربونه… حتی برای اونایی که بهش بد کردن… اما پسر قصه… تا دلت بخواد غرور داره… خودخواهه و از خود راضی. بالاخره کم کسی نیست که… اربابه…
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    ارباب سالار
  • ژانر
    عاشقانه, ارباب رعیتی, اجتماعی
  • نویسنده
    Leily
  • طراح کاور
    Es_shima
  • صفحات
    538
لینک های دانلود
  • 103 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 4,992 بازدید
  • 0 کامنت
دیگر نوشته های
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.