نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان پیشم بخند

دانلود رمان پیشم بخند

 

خلاصه رمان پیشم بخند:

هان ای شب شوم وحشت انگیز!
تا چند زنی به جانم آتش؟

دانلود رمان پیشم بخند
یا چشم مرا از جای برکن،
یا پرده ز روی خود فروکش

با یک اتفاق، روال زندگی آن دختر و خانواده اش تغییر کرد.

آن ها برای فراموش کردن،از کشورشان دور شدند.

حالا که برگشته اند، باید میزبان تغییرات در زندگیشان باشند.

دانلود رمان پیشم بخند

 

قسمت هایی از رمان پیشم بخند:

تو حیاط ، رو به روی یه خونه ی گلی که دیگه آوار شده بود و

هیچ شباهتی به خونه نداشت ،

شیوا زانو زده بود و داد می کشید :

– شاااااااااااهرخ بچه هام ….

پگاه و مازیار تو بغل شیوا و شاهرخ بودند اما مهرداد زیر آوار مونده بود.

پدرو مادر آراد هم سالم تو حیاط بودند

اما ماهورا و آراد زیر آوار بودند.

دانلود رمان پیشم بخند

مادر آراد بی حال اسم پسرش رو صدا میزد و سراغ عروسش رو می گرفت

و شیوا هم دیوانه وار سعی می کرد آوار رو برداره تا شاید بچه هاشو پیدا کنه.

چند نفر از همسایه ها که از زیر آوار موندن شانس آورده بودن،

به کمک این خونواده رفتند تا آوار برداری کنن و بقیه رو پیدا کنن.

اشک های شیوا اجازه نمیداد راحت کار کنه بغض شدیدی داشت

ولی همچنان با دست های ظریف و زنونش تند تند خرده چوب ها

و آجر ها رو اینور و اون ور می انداخت. از اونور یکی داد

زد:

– آقااااااا بیا یکی رو پیدا کردم.

دانلود رمان پیشم بخند

شیوا و شاهرخ سریع دست از کار کشیدند و به اون سمت رفتند.
مرد ها در حال تالش بودن که جسم بی جون آراد رو بیرون بکشن.

آراد دیگه نفس نمی کشید. اون داشت آرزوی پدر شدنش رو به گور می برد.

جسم آراد غرق در خون بود.

بعد از آراد نوبت جسم نیمه جون ماهورا بود که خیلی نامنظم نفس می کشید

چون زمان زلزله آراد خودش رو روی ماهورا انداخت تا اون چیزیش نشه.

وقتی شیوا دخترش رو دید جیغ کشید

دانلود رمان پیشم بخند

اگه با اون شب حساب می کردیم، تقریبا سه شبی می شد که
ما )خانواده ی کیانیان( اومده بودیم کرمان.

سال 1382 ،من شیش سالم بود. اما همه چیز یادمه. حتی یادمه
که اون روز نحس پنجم دی ماه بود.

تلخ ترین روز زندگی مون مخصوصا برای مامان و بابا.

برادر و یاور همیشگیم)مازیار( هشت سالش بود. همیشه هروقت
دعوامون می شد، پز سنش رو می داد و منو حرصی می کرد.

یادمه یه داداش دیگه هم داشتم)مهرداد(. اون دوسالش بود. وقتی
مامان شیوا سر مهرداد حامله بود، خواهر بزرگترم) ماهورا( که
اون موقع هیجده سالش بود،

با دامادمون)آراد( ازدواج کرد و
حاال هم بیست سالش بود و هشت ماهه حامله بود.

دانلود رمان عاشق اسیر

 

خلاصه کتاب
هان ای شب شوم وحشت انگیز! تا چند زنی به جانم آتش؟ یا چشم مرا از جای برکن، یا پرده ز روی خود فروکش …با یک اتفاق، روال زندگی آن دختر و خانواده اش تغییر کرد. آنها برای فراموش کردن،از کشورشان دور شدند. حالا که برگشته اند، باید میزبان تغییرات در زندگیشان باشند.
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    پیشم بخند
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    Sama.A
  • طراح کاور
    Es_shima
  • صفحات
    824
  • حجم
    3.3 مگابایت
لینک های دانلود
  • 104 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 1,068 بازدید
  • 0 کامنت
دیگر نوشته های
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.