نکس رمان
یک سایت دیگر با وردپرس فارسی

بایگانی‌ها

دانلود رمان ورود عشق ممنوع

  • دوشنبه, 31 می 2021
  • دسته‌بندی نشده

دانلود رمان ورود عشق ممنوع

 

خلاصه‌ای از رمان ورود عشق ممنوع  :

ژاله دباغ دختری با اعتماد بنفس پایین و فوق العاده دست پاچلفتی که همیشه با تمسخر همکارانش روبروست و هنوز بعد از چندسال سابقه  کار؛ همچنان کارمند جزء قسمت بایگانی شرکتشونه…

قسمت هایی از رمان ورود عشق ممنوع: 

ادما تو زندگي در برخورد با ديگران رفتار و

اخالقهاي متفاوتي از خودشون نشون مي دن و به نوعي با محيط اطراف و
اتفاقات پيرامونشون ارتباط بر قرار مي كنن

در واقعه هر كس اخالق خاص خودشو داره
مثال بعضيا مي تونن خيلي خشك و جدي

باشن مثل باباي خدابيامرزم انقدر خشك و جدي كه اگه يه شب با كمربند
به جون مادربد بختم نمي يوفتاد شام از گلوش پايين نمي رفت
و يا خيلي شوخ طبع و بذله گو…………..

مثل اقاي كيهاني دربون شركت
حرافترين و مزخرفترين موجودي كه تو زندگيم مي شناسم
كسي كه بزرگترين ارزوي زتدگيش

خريد يه پرايد كار كرده است با نازلتريين قيمته
يا مي تونن فوق العاده لوس واز خود راضي باشن……………. مثل مژگان
در واقع مژگان كپي برابر اصل باربيه

تازگيا دماغشو عمل كرده و فكر مي كنه زيباترين و بدون نقص ترين دختريه
كه تو شركت وجود داره و خواستگار

گر وگر از درو ديوار براش ريخته
يا انقدر مهربون و دلسوز باشن كه ادم

دانلود رمان ورود عشق ممنوع

در كنارشون احساس شادي و شعف كنه …………مثل صاحب خونه عزيزم كه
اگه اجاره يك ماهش عقب بيفته عالوه

بر داد و بي داد هاي مداوم و گوش خراشش

بايد تمام درسا و پروژه ي بچه
هاشو يه شب مونده به تحويل بي كمو كاست انجام بدم
و در اخر اينكه مي تونن خيلي ساده ،

خجالتي،ترسو، بي عرضه، بي دقت

، حواس پرت ،زشت و بي نمك، باشن
………………. دقيقا مثل من
به طوري كه اگه كسي براي اولين بار با من

برخورد داشته باشه كمتر از 01 دقيقه حاضره كه دست به فجيحترين
قتلها بزنه كه از دست من خالص بشه
البته به 01 دقيقه هم رسيده و اين تو نوع خودش يه ركورد محسوب ميشه
اگه از اسمم بپرسيي بايد بگم هـــــــي بهترين گزينه تو تمام گزينه هاييه كه منو باهاش صدا مي كنن
نمونه بارز با بيشترين كاربرد ………هي دباغ……
براي صميمت در كار ……………….دباغ…….
اوج خفت و خواري…………………..هوي….
در بين همكاران كه زياد باهاشون صميمي نيستم ………….ببين….
در بين دوستان صميمي ………….دباغي……
به علت شباهت فوق العاده من به اين موجود ……………..گربه
و
مي تونم بگم
در بسياري از موارد سبيلو هم بهم گفته شده كه بيشتر در جمع اقايون بوده

دانلود رمان ورود عشق ممنوع

جايي كه من توش كار مي كنم يه شركت بزرگ خصوصيه كه وارد كننده و صادر كننده قطعات كامپيوتره
و من يه عنوان يه قطره ناچيز از

اين درياي بي كران همراه با قطره هاي بزرگ و كوچيكش مشغول به كارم
محل كار من يه اتاق كوچيك

01 متري بدون پنجره و و تنها شامل يه ميز يه كامپيوتر و چندين كمد كه فقط توش
پر شده از زونكنهاي رنگو وارنگ
اوه يادم رفت يه ميز ديگه هم هست كه متعلق به اقاي حيدريه
بايد اقاي حيدري رو از نظر اخالقي هم رده پدرم

قرار داد چون چيزي از اون كم نداره هم از نظر سني و هم از نظر
بد دهن بودن
كافيه يكبار همكالمش بشي حرف زدن خودتم يادت مي ره
تو اين 3 ساله خوب با اخالقش اوخت شدم كمتر كسي باهاش راه مياد و يا به قول معروف حرفشو مي فهمه
من زبون نفهم كه تا بحال زبونشو فهميدم

دانلود رمان ورود عشق ممنوع

و اين واقعا جاي شكر داره
امروز بر خالف تمام روزاي ديگه كمي مهربونتره چرا ؟؟؟؟
چون قبل از ورود…. خودش براي خودش چايي اورد
كاري كه من هميشه بايد انجام مي دادم تا اون روي مبارك سگش باال نياد
پس نتيجه مي گيرم امروز مهربونه و نبايد پا رو دم بي خاصيتش بزارم
حيدري- هي دباغ اون زونكن سال 98 زودي بردار و بيار
– چشم االن ميارم ……..بفرمايد اقاي حيدري
با فرياد……….دباغ…….. دباغ

دانلود رمان عاشق اسیر

 

نظرات این مطلب

نام (الزامی)

ایمیل (الزامی)

وبسایت

موضوعات

آخرین دیدگاه‌ها

دیدگاهی برای نمایش وجود ندارد.
درباره سایت
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.