نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان گناهکار سجاده نشین

دانلود رمان گناهکار سجاده نشین

 

خلاصه رمان گناهکار سجاده نشین:

دختری تنهاوسرخورده-موجودی که پاکی ومعصومیتش

با دستان آلوده ی نامادری وبرادرنامادری به یغما رفت,رهاشده در خیابانهای شهری بی دروپیکر-جدا افتاده ومطرود…

ولی درست در لحظه ایی که فکرمیکرد همه ی خوبیها وپاکیها به پایان رسیده…

 

قسمت هایی از رمان گناهکار سجاده نشین:

یه روز بارونیو سرد پاییزی توی یه کوچه ی بن بست

طرفای شمرون زندگیم به جایی کشیده شد که اصلآ فکرشو نمیکردم شاید داستان زندگیم شبیه داستان کاراکترای کارتونیو فیلم فارسیا باشه

ولی قدرت بی پایان خدا رو حس کردم و فهمیدم در عدل الهی هیچ چیز از قلم نمیوفته و واقعآ مثقالآ ذرهِ رعایت میشه !!

کیف کولی سنگینمو رو پشتم بالا پایین کردم دلم شور میزد که

نکنه وسیله هام خیس بشن : اّه !

این بارون چی بود این وسط ! صد دفعه به این آنا گفتم از این لقمه ها واسه من نگیر به گوشش نرفت که نرفت .. نکبت .. یارو نیم ساعته منو اینجا کاشته ،

دانلود رمان گناهکار سجاده نشین

معلوم نیست کجاس ! انقد این پا اون پا کردم پاهام کش اومدن !!

اینجام که سال تا سال یه ماشینم رد نمیشه ..

لعنتی شارژ موبیلمم تموم شده .. خاکبرسر باتریش غزل الوداعو خونده باید برم یه گوشی دیگه بخرم .. یه ماس میخوام برم نمیشه ،

وقت ندارم که .. این مشتریای بروز( بهروز ) ولم نمیکنن !! حالا باید دید این جدیده چه طوره !

خب خدا رو شکر یه ماشین پیدا شد ..

او لا لا ، پورشه ی مشکی .. خدا کنه خودش باشه ..
بله خودشه ، درو با ریموت باز کرد ..

بروز چی گفت ، آهان درو با ریموت باز میکنه من سریع بپرم تو حیاط پشت اولین کاج قایم شم .. بدو بریم خانوم خانوما که بلیطت برده ..

آناجونم بنده غلط کردم رسمآ ،

همیشه از این لقمه ها برام بگیر نیم ساعت که سهله ۲ ساعت براش میصبرم …

بپرم تا در بسته نشده .. ای بابا اینم شد کار همیشه دزدکی و یواشکی باید بریم نشد یه بار با یه همچین کیسی راحت بریم ددر ..

خب اینم اولین کاج .. اوه اوه اینجا خونه س ؟! هنوز تو تهران از این خونه ها پیدا میشه ؟! جالبه .. خب جناب آقا بپر پایین از ماشینت

بینم مثه ماشینت گوگولی هستی یا نه !! اوه اوه ! این که از این مدلاس که باهاش حال نمکنم .. از این مؤمن مأبا که آبم باهاشون تو یه جوب نمره ..

اّه اّه بدم میاد ریش میذارن ، پالتو بلند ، یه عالم انگشتر منگشتر با نگینای گنده ، تسبیح به دست لباشونم میجنبه معلوم نیست واس چی بازو بسته میشه ..

لعنتی معلوم نیست حاج خانومو کجا فرستاده زنگ زده به بروز ترگل ورگل آس طلب کرده .. چه خوش اشتهام هست …

دانلود رمان گناهکار سجاده نشین

لعنتی معلوم نیست حاج خانومو کجا فرستاده زنگ زده به بروز ترگل ورگل آس طلب کرده .. چه خوش اشتهام هست ..
تف به ذات پدر هرچی آدم دورو و جا نماز آبکشه ..

نگا نگا هرکی اینو ببینه میگه پسر پیغمبره از آسمون اومده زمین .. نکبت .. اصلآ یکی نیست بگه به تو چه یارو هرکی میخواد باشه ، باشه ..

حقو زحمه ی مارو تمامو کمال بده مثه او کث…ت پریشبیه پولمونو هاپولی نکنه به درک که حاج خانم بدتر از خودشو کج (کجا ) فرستاده ..

داره میاد این طرف لابد دنبال من میگرده بپرم جلو بگرخه حال کنیم .

پخ .. با تعجب نگام کرد : شما ؟ خندیدم : شوما که شومایی من منم . با اخمو خیلی جدی گفت : خانم محترم بنده یه سؤال پرسیدم جواب میخوام ..

اخمام رفت تو هم بی شعور نه به دیشب که کلی عزو جز کرده بود نه به حالا : منو بروز فرستاده زیادم

وقت ندارم میخوام زود برم .. بیان به یه روش دیگه ببرنتون بیرون 110 با همون لحن گفت : مطمئنم اشتباه شده خانوم بفرمایین تا زنگ نزدم .. میکنین .. اصلآ به 110 – 110

پوزخندی زدم : خدا پدرو مادرشونو بیامرزه شمارشونو رند کردن تا یکی حرف زد زود درک چیزی که تو این شهر ریخته مشتری .. این خر نشد یه خر دیگه پالون بساز رنگ دیگه ..

با دهن اندازه دروازه غار نگام کرد : هان چیه ؟! آدم خوشگل باحال ندیدی این بار تقریبآ فریاد زد : از خونه ی من برو بیرون !! یاد اون کشیشه تو کارتون رابین هود افتادم که با شکمش میزد به داروغه و میگفت از کلیسای من برو بیرون برای همین بلند خندیدم ..

صورتش سرخ شد : گمشو بیرون زنیکه ی ..لااله الا لله.. ( لحنش آرومتر شد) خانوم بفرمائید بیرون تا طور دیگه باهاتون رفتار نکردم .. _

: برو بابا آقای فرزام مدبر این دفعه چیزی نمیگم ولی دفعه ی دیگه سر کاری باشه با بروزو آدماش طرفی .. تا اسم خودشو از زبون من شنید کپ کرد : شما چی گفتین ؟

_: مگه شما فرزام مدبر نیستین ؟! مکثی کرد : چرا خودمم ولی با چیزایی که بهروز گفته بود فکر نمیکردم اون که گفته شما باشین.. به خودم اشاره کردم : خوشگل آس خواستی اونم منو فرتاد..

نگاهی بهم انداخت ، مرتیکه ی هیز ..خندید : چند سالته ؟ سال 14 دیگه شاکی شدم : فرقی میکنه ؟! فک کن خوشش اومده مرتیکه نه به اون هارتو پورتش نه به این خنده هاش : ببخشید بارونه ها !

 

دانلود رمان شوره زار

خلاصه کتاب
خلاصه رمان گناهکار سجاده نشین: دختری تنهاوسرخورده-موجودی که پاکی ومعصومیتش با دستان آلوده ی نامادری وبرادرنامادری به یغما رفت,رهاشده در خیابانهای شهری بی دروپیکر-جدا افتاده ومطرود… ولی درست در لحظه ایی که فکرمیکرد همه ی خوبیها وپاکیها به پایان رسیده…
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    گناهکار سجاده نشین
  • نویسنده
    nady48
  • طراح کاور
    ES_SHIMA
لینک های دانلود
  • 112 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 286 بازدید
  • 0 کامنت
دیگر نوشته های
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.