نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان عاشق اسیر

دانلود رمان عاشق اسیر

 

خلاصه ای از رمان عاشق اسیر :

 رمان داستان دختری است به اسم نازنین که بعد از سال ها

همراه پدرش به بهانه دیدار عمو و سال نو به ابران بر می گرده…

پدرش که یکی از بزرگترین کارخونه دارهاست،

برای حفظ سرمایه و کارخونه اش تصمیم می گیره که

دخترش با برادر زاده اش بابک ازدواج کنه …

دانلود رمان عاشق اسیر

نازنین که دختری سرزنده و شیطونه

سعی می کنه زیر بار این خواسته نره.

اما وقتی با تصمیم قاطع پدر مواجعه می شه،

تصمیم می گیره هر طور شده تن به این ازدواج نده

و زمانی که می بینه پدرش

برای انجام کارهاش دوباره ایرانو ترک می خواد کنه

از فرصت استفاده می کنه و در یکی از این روزا ..

وقتی که برای انجام ازمایش همراه بابک به بیمارستان می ره ،

با پنهان شدن توی صندوق عقب ماشین یکی از پزشکان بیمارستان

از دست بابک و خانواده عموش فرار می کنه ….

بدون این که بدونه این ماشین قراره مسیر زندگیشو کلی تغییر بده ..

 

قسمت های از رمان عاشق اسیر :

به چهرش كه نگاه مي كنم ……………

اه از نهادم بلند مي شه
از طرز حرف زدنش متنفرم…..

ان قدر تن صداش نازك و دخترون است كه گاهي صداشو نمي شنوم

مدل موهاشو اصلا دوست ندارم

دستاش خيلي ظريفن

انگار تا به حال باهاشون يه ميخم بلند نكرده چه برسه به اجر!

هيكلي و توپره….. ولي شكم نداره…

اره شكم نداره چيزي كه من به شدت ازش بدم مياد

بهش نگاه مي كنم ….. كنارمه…

داره رانندگي مي كنه ……

خيلي خيلي خوشحاله .. حقم داره اون خوشحال نباشه كي باشه.

(نيلا جون باشه )

دوباره صورتمو بر مي گردونم

و به جدول كشي هاي خيابون نگاه مي كنم

صورت كشيده و سبزه اي داره … چشماي قهوه اي

موهاي مشكيشو فشن زده

نمي دونم چه اصراري به پوشيدن لباساي سفيد داره

دندوناي سفيدش بس كه رفته دندون پزشكي به سراميك كف اشپزخونشون گفته زكي…

مفت خوره خونه باباشه…

اگه باباش نبود تا حالا از بي عرضگي خودش…

جون به عزرائيل داده بود….

مثال مدير داخليه شركت باباشه

كاش بابام به جاي اين كه سنگ اينو انقدر به سينه مي زد…

سنگ منو به سينه مي زد حالا به سينه نمي زد به سرش مي زد..

فكر كنم به سرشم زده كه داره دستي دستي بد بختم مي كنه

همه چي از اين عيد نحس شروع شد …………

اي كاش قلم پام مي شكستو نمي يومدم ايران ..

منو پدرم اي يه 10 سالي ميشه كه براي كار و زندگي از ايران رفتيم …

مادرمم هم وقتي من 8 ساله بودم تو سانحه

رانندگي جونشو از دست داد

و براي هميشه تركمون كرد ..

حاال فقط من موندمو پدرم

پدرم يكي از كارخونه داري مطرح و به نام بود….

و به قول معرف كارو بارش سكه است

و از اونجايي كه من تنها فرزند پدرم هستم

بي برو برگردد وارث تمام ثروتش مي شم و همين امر باعث مي شه

دانلود رمان عاشق اسیر

خيليا سعي كنن به منو پدرم نزديك بشن

اوه خواستگارا رو كه نگيد….

كه وقتي يادم مياد هر تازه به دوران رسيده اي براي خواستگاري از من پا پيش مي زاره

تمام تنم مور مور ميشه

دقيقا داستان بد بختي من از اونجايي شروع ميشه

كه عمو جوووون قادر از ما مي خواد براي عيد بيايم ايران

پدرمم كه حسابي سرش شلوغ بود از همون اول در خواست عمومو رد مي كنه

ولي اين عموي ما مگه ول كن بود ….

دانلود رمان عاشق اسیر

هي اصرار پشت اصرار كه براي عيد بايد بيايد كه دلم براتون تنگوليده

و از اين چرت و پرتا

) درست حرف بزن … عزيزم نيلا جون تو كه جاي من نيستي بدوني چه زجري مي شكم (

….

عموم وضع مالي بدي نداره ولي نسبت به پدرم هيچه …

دانلود رمان عاشق اسیر.

چند باري هم تو اين 10 سال همراه زن و پسرش براي

ديدن ما امده بودن…..

ولي ما يه بارم تو اين مدت براي ديدنشون نرفته بوديم …..

دانلود رمان مانی ماه

خلاصه کتاب

نازنین که بعد از سالها همراه پدرش به بهانه دیدار عمو و سال نو به ابران بر می گرده…پدرش که یکی از بزرگترین کارخونه دارهاست،  برای حفظ سرمایه و کارخونه اش تصمیم می گیره که دختر ش با برادرزاده اش بابک ازدواج کنه …

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    عاشق اسیر
  • ژانر
    عاشقانه, اجتماعی
  • نویسنده
    نیلا
  • طراح کاور
    Es_shima
  • منبع تایپ
    نودهشتیا
لینک های دانلود
  • 112 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 1,019 بازدید
  • 0 کامنت
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.