نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان جایی نرو

دانلود رمان جایی نرو

 

خلاصه رمان جایی نرو:

یک زن، یک مرد، دو شخصیت متضاد ، دو زندگی متضاد…
وقتی کنار هم قرار بگیرن، چی پیش میاد؟!

گاهی زندگی بازی هایی با آدم میکنه که غیرقابلِ پیش بینیِه
کیانمهر و ترانه ، برنده ی این بازی میشن یا بازنده؟!

میتونن جای نداشتنهای هم رو پر کنن؟!
گاهی وقتها دادن جوابِ یک سوال،یک درخواست،

که باعث آسایش عزیزترین آدمای زندگیت میشه،

برای تو سخت ترازهرچیزیِ …. سخت تراز جون دادن، سخت تراز مردن تو دریا …

 

قسمت هایی از رمان جایی نرو:

جایی براي اجبار و اختیار

گاهی وقتها دادن جوابِ یه سوال،

یه درخواست ، که باعث آسایش عزیزترین آدماي زندگیت میشه ،

براي تو سخت ترازهرچیزیه . . . .

سخت تراز جون دادن ،

سخت تراز مردن تو دریا

. . . .دستهام میلرزید

میدونستم وقتی بهش جواب بدم . . . . .

دیگه زندگی ام دست خودم نیست . . .

ولی باید ، بایدِ باید تن میدادم به این نبردِ سخت با زندگی . . . .

زندگیِ منم ، باید اینطور می شد . . .

تلخ نگاه کردم به سامیار که از درد پاش می نالید ، به کامیار که بغض کرده بود با دیدن برادرش . . .

به ترمه که از ندیدنبابا ، مدام گریه می کرد و به مادر که درمونده به خونواده ي درهم شکسته اش نگاه میکرد .بلند شدم ، پالتوم رو به تن کردم ،

شالم رو محکم دورِ گردنم پیچیدم ، آهسته به مامان گفتم :- میرم بیرون . . .

یه هوایی بخورم . . . نون ام میگیرم .مادرِ همیشه دل نگرانِ من ،

تندي گفت :- مراقب خودت باشیا . . .آستین ات رو بالا نزنی یه وقت ! مراقب باش توجاي خلوت نري ، مادر اگه غریبه دیدي بزنتو شلوغی . . . یا دربست بگیر . . .

دانلود رمان جایی نرو

اصن زنگ بزن کامی رو بفرستم دنبالت . . .باغصه لبخند زدم به دلنگرانی هاي همیشگی اش . . . هر روز ، هر وقت ، هر زمان که میخواستم پام رو ازدرگاه مامنهمیشگی ام ،

خونه يِ کوچیکمون بذارم بیرون ، مدام یادآوري میکرد مراقب باشم . . .

و چه ساده بود مادرم که نمیدونست ، من خودم ، با پاي خودم ،

دارم میرم تودلِ گرگِ گوسفند نما . . . . ! !

هواي سردِ اواخر پاییز که تو صورتم خورد ، باعث شد بتونم یه نفس راحت بکشم !این سینه ي سنگین رو خالی کنم از دردِ تن دادن به جبر با اختیار !قدم زنان طول کوچه رو طی کردم . . . . .

برگهایی که عمرشون به پایان رسیده بود زیرپام چرق چرق صدا می دادن ،

دانلود رمان جایی نرو

ولی اینها براي من زیبا نبود . . .زندگی من بعد ازاین تصمیم زیبا نبود . . .

فقط تصمیم من نبود . . . . پدرم و سام . . . . واي از سام ! واي از سام !

اگر میفهمید . . . . . . باید میگفتم ! اگرقرار بود کاري بشه . . . باید علنی می شد . . . .

و وايِ من از سام . . . . . .چشمهام میسوخت . . . . سرما نوك بینی ام رو می سوزوند . . .

اما بیشتر از همه ي اینها دردِ روحم آزارم می داد . . . .روحم بد درد می کرد !

کاش خدا یه محکمه اي داشت تو این دنیا ، می ایستادیم جلوش و فریاد سر می دادیم که این انصافِ ؟

این عدلِ ؟چشمهام رو محکم فشردم و پاهام رو محکم به زمین کوبیدم . . .

بغضم رو با فشردن دندونهام روي هم ، توگلوم خفهکردم . . . . .

می ترسیدم . . . از پدرم نه . . . از سام . . . ! !+ ترانه . . . .

***دستی به موهام کشیدم . . . کمی به چپ ، کمی به راست . . . . .

سرم رو کمی به راست چرخوندم و نیم نگاهی به خودمکردم . . . .

لبخندي زدم ، کمی چشمهام رو تنگ کردم . . . .

دانلود رمان جایی نرو

بعد کلافه دو دستم رو توي موهام فرو کردم و کل موهام رو بالا فرستادم .دستی به یقه ي پیراهنِ طوسی رنگم کشیدم . . . . مرتب بود !یعنی من همیشه مرتب بودم !

ازبس سعی کردم به چشم همه خوب بیام همه چیز ، ناخودآگاه مرتب می شد !

به همین راحتی . . . !پوف بلندي کشیدم و نگاهی به ساعت مچی ام کردم . . . . .

پنج دقیقه به هشت صبح . . . .منتظر حسین بودم . .

وقتی حتی حوصله ي رانندگی رو نداشته باشی باید منتظربمونی . . . .

منتظریکی مثه حسین که آرامش اش باعث پیرشدن زودتر از موعد من می شد ! ! ! !

کلافه چشم چرخوندم به اطراف ام . . . چیزي نبود براي دیدن . . . . . .

چون جز به جز ، رج به رج ، نقش به نقش ،مولکول به مولکول این خونه رو من حفظ بودم از بس نشستم و زل زدم به در و دیوارش !زندگیِ من . . . .

عجیب تر از زندگی خیلی از آدمهاست ، مرزِ بین خواستن و خواسته نشدن . . .

مرزِ بین حلال و حرومبودن . . . . . . . . زندگیِ من همیشه سرِ مرز بود !

مثل یه شهرِ کوچیکِ مرزي ، که بین دو کشور گیر کرده و هیچ کدوم، نه اون رو می پذیرن و نه ردش می کنن ! ! !صداي زنگِ در باعث شد از فکر بیرون

 

دانلود رمان شوره زار

خلاصه کتاب
خلاصه رمان جایی نرو: یک زن، یک مرد، دو شخصیت متضاد ، دو زندگی متضاد… وقتی کنار هم قرار بگیرن، چی پیش میاد؟! گاهی زندگی بازی هایی با آدم میکنه که غیرقابلِ پیش بینیِه کیانمهر و ترانه ، برنده ی این بازی میشن یا بازنده؟! میتونن جای نداشتنهای هم رو پر کنن؟! گاهی وقتها دادن جوابِ یک سوال،یک درخواست، که باعث آسایش عزیزترین آدمای زندگیت میشه، برای تو سخت ترازهرچیزیِ …. سخت تراز جون دادن، سخت تراز مردن تو دریا …
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    جایی نرو
  • ژانر
    عاشقانه_اجتماعی
  • نویسنده
    معصومه ابی
  • طراح کاور
    ES_SHIMA
لینک های دانلود
  • 112 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 222 بازدید
  • 0 کامنت
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.