نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان غرب وحشی ارام

دانلود رمان غرب وحشی ارام

 

 

خلاصه رمان غرب وحشی ارام:

النور سالی ، دختری جنگجو و سخت کوش که درسالهای خیلی دور در یکی از دهکده های جنوب امریکا با مری زندگی می کرده .

یه دهکده معمولی با یه سری آدم معمولی .

یه سری آدم که همه باهم دوست و رفیقن !

ولی یه روز قشنگ بهاری یه تازه وارد مغرور ، بدجوری موی دماغ النور میشه. تا جایی که …

 

قسمت هایی از رمان غرب وحشی ارام:

گوشهءدامنش رو از جلوی پا کنار کشید ونفسی تازه کرد ..
با اینکه هوا گرم بود ولی بادهای موسم بهاری موهای ازادش رو که از زیر کاله بیرون زده بود نوازش میکرد ..
دو سه قدم دیگه برداشت ..

از زیر سایهءدرخت رد شد وحصار خونه رو بازکرد ..
خیلی وقت بود که سری به میسیز هلن نزده بود ..
سه تا پلهءچوبی رو باال رفت وچند تا تقه به در زد ..
-میسیز هلن …؟؟میسیز هلن .

دانلود رمان غرب وحشی ارام

سرک کشید تا از پنجره های چوبی..

زن مسن رو ببینه …ولی چیزی عایدش نشد …سر که برگردوند ..
دستشو رو قلبش گذاشت وخیره شد به مرد
-اوه ترسیدم ..شما دیگه کی هستید ..؟
مرد کالهش رو از سر برداشت و با اون فک تراشیده …

با جذبه وحوصله از پله ها باال اومد .نگاه النور درپی مرد جوان
تازه وارد بود ..
النور بدون اینکه اهمیتی به سکوت مرد بده دوباره پرسید ..
-شما میدونید میسیز هلن کجاست ..؟
مرد دستگیره رو کشید ودرو بازکرد ..
-از اینجا رفته ..
-چی ..؟
بی اراده پشت سر مرد وارد کلبه شد ..
واقعا میسیز هلن رفته بود؟ ..ولی چه جوری ..؟اون زن پیر فرتوت که جایی برای رفتن نداشت …
-چرا ..؟اون که اینجا رو دوست داشت ..؟
-حالش خوب نبود ..
کالهش رو اویز گیرهءلباس کرد وبا

پارچ مقداری اب توی کاسهءبرنجی ریخت .نگاه النور صورت مرد جوان رو
کاوید …
چشمهای میشی پرابهت ..به همراه گونه هایی سخت وچونه ای مربعی شکل که مثلت میان ان نشون از صالبت مرد
داشت ..
درکل از نظر النور بیشتر خشن بود تا جذاب
استین های لباسش رو تازد …عضالت ساق برجستهءمرد خیره کننده بود ..
-حاال کجا رفته ..؟
-فکر نکنم به تو مربوط باشه ..؟
النور اخم کرد ..
-ببینید اقا ..من اصال شما رو نمیشناسم ..

نگران اون زن پیر هستم ..
-بهتره دیگه نگرانش نباشی ..اون از اینجا رفته ..

وتو کی هستی ..؟اصال اینجا چی کار میکنی ..؟چرا هیچ کس نفهمیده که میسیز هلن رفته وتو به جاش اومدی ..؟
خود النور هم متوجه نبود گستاخانه از مرد سوال میکرد
صورتش رو با حوله خشک کرد و

دانلود رمان غرب وحشی ارام

با ابروهایی که تارهاش ال به الی هم گره خورده بود رو کرد به النور ..
-اروم تر خانم جوان ..چرا من باید به تو جواب بدم ..؟مگه تو کی هستی ..؟کالنتر …؟
النور چونه اش رو مغرورانه جلو گرفت وگفت ..
-النورسالی دوست صمیمی میسیز هلن ..
تای ابروی مرد باال رفت ..
-خب داری میبینی که اینجا کسی به اسم میسیز هلن نداریم ..

پس تو هم میتونی کنجکاویت رو ورداری وبری ..
سینهءالنور سنگین شد ..این مرد جوان بیش از حد بی نزاکت بود ..
سرش رو با غرور باال گرفت …

عضالت گونه اش بی اراده منقبض شده بود یه جورهایی دوست داشت با مرد جوان
قوی هیکل مجادله کنه وپیروز بشه ..
-ولی تو باید به من توضحیح بدی که

چه بالیی به سر اون پیرزن بیچاره اومده ..؟
مرد غریبه …اروم وکشداراز کنارش گذشت ..

بوی خاک وهوای گرم تومشام النور پیچید ..
دروبازکرد وبا اشاره گفت ..
-لطفا برو بیرون میس النور ..

من وقت برای سوال های بیهودهءتو ندارم ..گرسنه ام ..خسته ام ..وتازه از راه رسیدم ..
النور فقط میخواست تفنگ شکاری رابی

رو غرض بگیره وهردو تیر اون رو توپیشونی ِمرد ِمستبد خالی کنه ..
مرد غریبه به هیچ کدوم

از سوالهای النور جواب نداده بود وحاال با بی ادبی تموم از کلبه بیرونش میکرد ..
با قدمهایی پرحرص تا دم در رفت ..

دوباره چونه اش رو مغرورانه بلند کرد وتو چشمهای مرد که شاید دو وجب
باالتر از چشمهاش بود خیره شد ..
-من ورودت رو به کالنتر اطالع میدم تا مجبور شی به این سوال ها جواب بدی ..
مرد کمی سرش رو خم کرد تا هم قد النور بشه ..
-مهم نیست خانم جوان ..

بهتر میدونم منتظر کالنتر بشم تا به سوال های بی وقفهءتو جواب بدم ..
چشمهای النور از عصبانیت ریز شد ..
این مرد واقعا دیوانه کننده بود ..

نفسش رو پر حرص رو صورت مرد تابوند وبا قدم هایی تند از کلبه ءمیسیز هلن
بیرون اومد ..
باید هرچه سریعتر با کالنتر صحبت میکرد …

وجود مرد غریبه تو کلبهءمیسیز هلن اون هم تا این حد عجیب
وغریب… جای سوال داشت
-جویی …هی جویی ؟
جویی وسط راه ایستاد وکالهش

دانلود رمان غرب وحشی ارام

رو جا به جا کرد تا راحت تر النور رو ببینه ..-اوه سالم النور ؟باز چی شده ..؟اقای
هنکس سر چریدن گاوهات اذیتت کرده ..؟
النور کالهش رو باالتر داد ..

تارموهاش گردنش رو میگزید ..با نوک انگشت تارهارو کنار زد ..
-نه مسئله این نیست…

تو میدونی یه غریبه به اینجا اومده ..؟

 

دانلود رمان مانی ماه

خلاصه کتاب
خلاصه رمان غرب وحشی ارام: النور سالی ، دختری جنگجو و سخت کوش که درسالهای خیلی دور در یکی از دهکده های جنوب امریکا با مری زندگی می کرده . یه دهکده معمولی با یه سری آدم معمولی . یه سری آدم که همه باهم دوست و رفیقن ! ولی یه روز قشنگ بهاری یه تازه وارد مغرور ، بدجوری موی دماغ النور میشه. تا جایی که …
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    غرب وحشی ارام
  • ژانر
    عاشقانه_اجتماعی
  • نویسنده
    Moon_shine
  • طراح کاور
    ES_SHIMA
لینک های دانلود
  • 113 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 151 بازدید
  • 0 کامنت
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.