نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان شوره زار

دانلود رمان شوره زار

 

خلاصه رمان شوره زار :

حافظ مردی است در دهه ی چهارم زندگی اش, که مسئولیتی سنگین را سالهاست به دوش می کشد.
او هم پدر است و هم مادر.
اما قلب او درگیر احساسات مختلفی است که تلاش می کند برای آسایش عزیزانش با آنها منطقی برخورد کند ولی…
حافظ میان دستان روزگار می چرخد و می چرخد و می چرخد و می رسد به…

 

قسمت هایی از رمان شوره زار:

فصل اول
از زنگ هشدار تلفن اش متنفر بود !
وقتی آن را می شنننید یعنی باید از خواب ناز دسننت می کشننید و با دنیای پر
مشغله اش روبرو می شد .
چرخید و رو به باال دراز کشید . د ست روی پیشانی گذا شت و پوف کالفه ای
کرد .
هوا هنوز روشن نشده بود که باید از میان تشک و لحاف گرمش بیرون می آمد
و با مشکالت زندگی کشتی می گرفت .
به پهلو چرخید و به خودش و زنگ مو بایل و سننازنده ی آن و کل زندگی یک
فحش درست و درمان داد !

دانلود رمان شوره زار

باکمک دستش و در حالی که سرش برای فرود آمدن روی بالشت سنگینی می
کرد ، درون رختخوابش نشست . انگار در آن نقطه جاذبه چندین برابر بود
!
باالخره بعد از چند دقیقهکه خسته و کالفه و ناراحت نشسته و به لحافی که به
پایش پیچیده بود نگاه می کرد ، ایستاد و تشکش را گوشه ی اتاق جمع
نمود

 

آبی به دست و صورتش زد و با کمترین سر و صدا کتری را روی گاز گذاشت .
وقتی که باالخره تعویض لباس کرد و درون آشننخزخانه ی کوچک روی زمین
نشست و به دیوار آن تکیه زد ؛ آفتاب تازه در حال سربرآوردن بود و
پرتوهایش را به در و دیوار می پاشید .
د
سنالها بود در این سنا ت ، با خورشنید دیدار می کرد و نتیجه اش یک لبخن
خسته رو

ی او بود .
لبان
برای خود ا ستکانی چای ریخت و با دو قا شق شکر ، شیرینش کرد . لقمه ی
بزرگی گرفت و گازی به آن زد .
هنوزکسی در وجودش سر زیرپتو داشت و اصرار می کرد بی خیال کار شود
و به اتاق باز گردد !
باکمترین سر و صدای ممکن استکان را شست ،درون فالسک چای ریخت
و بساط صبحانه ی آنها را رو

دانلود رمان شوره زار

ی می

کوچ ک ز درون سالن فراهم آورد .
به اتاق هایشان سر زد . .
هر دو در خواب ناز به سر می بردند . . لحظاتی با لبخند چهره شان را با چشم
هایش طواف داد .
ک پیشانی شان را ب*و*سه ای لباس کارش را برداشت .
گذاشت و آرام سا

اول هفته بود و با لباس هایی تمیز شده از خانه خارج می شد .
در را که پشت سرش بست برای سبا پیامکی فرستاد :
– من رفتم . سر زدن یادت نره !
بسم الله گفت و با نگاهی بسته
به در ی خانه شان قدم برداشت .
هیچ وقت در زندگی اش نتوانست با خی

ال راحت خانه را ترک کند . . .

رق ریزان و خسته روی زمین نشست و دستکش ها را از دستانش بیرون آورد
.
ف با دست رق از پ
ک یشانی زدود و آهی کشید .
ت نگاهی رو
به سا

ت ی مچش انداخت و االن قا دتا باید نهار آنان با شد
و

لب جوید و شماره ی سبا را گرفت . بعد از چند بوق پاسخ داد :
– چیه؟! چی میگی ؟!
صدای جیغ و داد بچه ها می آمد . لبخندی زد :
– ا صاب نداری ها ! نهارشون رو دادی ؟!
صدای آنها داد م

سبا نشان از آن داشت که بر سر
بلند ی کشد :
– وای آروم بگیرین یه دقیقه !

دانلود رمان شوره زار
درون گوشی هوفی کرد و او را مخاطب قرار داد :
– آره جانم . نهارشون رو دادم . . . برم تا اینا خونه رو روی سرم خراب نکردن !
و بدون اینکه حتی مهلت حرف زدن بدهد ، تلفن را روی او قطع کرد .
حافظ با لبخند به گو شی نگری ست و سخس سر به دیوارتکیهزد . تمام زندگی
اش آن سوی خط بودند و او ، این سو رق می ریخت و تالش می کرد تا
همه شاد باشند . . .
کسی او را صدا زد و برای صرف غذا فرا خواند .

دانلود رمان مانی ماه

خلاصه کتاب
خلاصه رمان : حافظ مردی است در دهه ی چهارم زندگی اش, که مسئولیتی سنگین را سالهاست به دوش می کشد. او هم پدر است و هم مادر. اما قلب او درگیر احساسات مختلفی است که تلاش می کند برای آسایش عزیزانش با آنها منطقی برخورد کند ولی… حافظ میان دستان روزگار می چرخد و می چرخد و می چرخد و می رسد به…
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    شوره زار
  • ژانر
    عاشقانه_اجتماعی
  • نویسنده
    معصومه ابی
  • طراح کاور
    ES_SHIMA
لینک های دانلود
  • 113 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 65 بازدید
  • 0 کامنت
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.