نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان به نجابت مهتاب

دانلود رمان به نجابت مهتاب

خلاصه ای از رمان به نجابت مهتاب :

آرایلی زنی خود ساخته است  ، محکم اما بدون مرد و بی تکیه گاه…

با بچه ی کوچیکش تو جامعه ای زندگی می کنه که تنها زندگی کردن رو مساوی با خراب بودن می دونن.

می خواد خودش باشه رو پای خودش !

 

دانلود رمان به نجابت مهتاب

 

دلش می خواد خودش تکیه گاه کسی باشه تا این که منتظر یه تکیه گاه بمونه.

می خواد آزاد و رها باشه مثل من … مثل تو …

ولی نمی دونه جایی که ما زندگی می کنیم

هنوزم پیدا می شن ادمایی که به جرم نکرده دختر زنده به گور می کنن .

نمی دونه همونایی که تا دیروز با هم می خندیدن

امروز به اون می خندن و تو صورتش تف می اندازن به همون جرم نکرده .

تا این که مجبور می شه برای نجات جون مادرش از یه نزول خور حاجی نما پول قرض کنه

و همین هم باعث مشکلاتی می شه که …

قسمت هایی از رمان به نجابت مهتاب :

_تارکان ؟

_بله ؟

_پس کی می خوای بیای خواستگاریم ؟! می دونی چند وقته که با هم آشنا شدیم ؟

آرایلی فهمیده که ما با هم ارتباط داریم.

گفت که یا بهش بگو مثل یک مرد بیاد خواستگاری و یا به طور کلی فراموشت کنه !

پوزخندی زدم و گفتم:

_خواهرت ؟

همونی که دور از شماها تنها زندگی می کنه ؟

همونی که هزار تا حرف پشت سرش هست ؟

اون که صلاحیت نظر دادن و تعیین تکلیف کردن برای دیگران رو نداره …

_ این جوری راجع بهش صحبت نکن ، اون دختر خوبه و سالم زندگی می کنه .

_خوب یا بد کاری ندارم …

_ تو مثلا پسر حاج تبریزی هستی ! نباید این قدر راحت راجع به دیگران قضاوت کنی .

تو اصلا خواهرم رو ندیدیش ، باهاش حرف نزدی ، نمی شناسیش …

دانلود رمان به نجابت مهتاب

صدای زنگ می اومد .. زنگ تلفن .. زنگ خونه … زنگ و زنگ و زنگ …

دو روز گذشته بود . دو روزی که تنها الما رو فرستادم به خونه ی مامان و سه روز مرخصی برای خودم رد کردم ..

دو روزی که تنها توی خونه ای که تا چند صباح دیگه باید تخلیه اش می کردم نشسته بودم و درد می کشیدم ..

باز هم صدای زنگ تلفن و بعد هم صدای پیغامگیر و باز هم صدای زنگ خونه ..

نمی خواستم حتی یه قدم از جام بلند شم .. ولی از جا بلند شدم

و رفتم پشت پنچره و طبق معمول این دو روز ماشین تارکان رو پشت در دیدم .

نمی خواستم ببینمش .. حتی عقم می گرفت که باهاش حرف بزنم ..

ولی اون قدر زنگ زده بود که کلافه ام شده بودم ..

برای بار هزارم گوشی رفت رو پیغام گیر ..

-ارایلی التماست می کنم گوشی رو وردار .. بزار باهات حرف بزنم …

بزار برات توضیح بدم .. ارایلی کجایی تو … دارم از نگرانی می میرم …

زیر لب زمزمه کردم .

-چی رو توضیح بدی نامرد ..؟

-ارایلی حق با تواِ .. اصلا هرچی تو بگی … ولی باید بهت بگم …

من حتی نتونستم اون روز باهات حرف بزنم ..

اون روز نذاشتی برات بگم … حالا که دو روز گذشته بزار بگم …

دوباره زمان پیغام گیر تموم شد و بوق بوق و دوباره قطع شدن تلفن و باز هم صدای زنگ ..

دستم رو گذاشتم رو گوشهام وناله کردم ..

-بسه . بسه دیگه ولم کن .. دست از سرم وردار …

ولی صدای زنگ هنوز ادامه داشت ..

دوباره صدای پیغام گیر

– ارایلی شده تا صبح اینجا وایمیستم تا جوابم رو بدی ..

من باید بهت توضیح بدم .. بذار حرف بزنم .. بعد هر کاری می خوای بکن ..

دانلود رمان سر گیجه های تنهایی من

خلاصه کتاب

آرایلی زنی خود ساخته است  ، محکم اما بدون مرد و بی تکیه گاه…

با بچه ی کوچیکش تو جامعه ای زندگی میکنه که تنها زندگی کردن رو مساویِ با خراب بودن می دونن.

می خواد خودش باشه رو پای خودش !

دلش میخواد خودش تکیه گاه کسی باشه تا اینکه منتظر یه تکیه گاه بمونه.

میخواد آزاد و رها باشه مثل من…مثل تو… ولی نمیدونه جایی که ما زندگی می کنیم هنوزم پیدا می شن ادمایی که به جرم نکرده دختر زنده به گور می کنن .

نمی دونه همونایی که تا دیروز باهم می خندیدن...

مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    به نجابت مهتاب
  • ژانر
    عاشقانه, اجتماعی, تراژدی
  • نویسنده
    moon shine
  • طراح کاور
    Es_shima
  • منبع تایپ
    نودهشتیا
لینک های دانلود
  • 114 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 163 بازدید
  • 0 کامنت
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.