نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم

 

خلاصه رمان  بگذار آمین دعایت باشم :

یادت باشد دلت که شکست سرت را بالا بگیری…
تلافی نکن، فریاد نزن، شرمگین نباش،

حواست جمع باشد فرد دل شکسته بسیار برنده و تیز است…
مبادا که دل و دست انسانی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی…
مبادا که فراموش کنی روزی شادی اش آرزویت بود…
صبور باش و ساکت، بغض خود را پنهان کن، رنجت را پنهان تر…

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم

 

قسمت هایی از رمان بگذار آمین دعایت باشم :

_امروز سه تا قرار دارین، دوتاش قبل از ناهاره که یکیش مربوط به پروژه شرکت تهام میشه و یکیش هم برای مذاکره با شرکت سهامیه، سومین قرارتون مربوط به ناهاره که تو رستوران همیشگی باید مهندس شمس رو ملاقات کنید.

درضمن بعدازظهر برنامه باغ لواسان آقای احتشام رو دارین که تا پس فردا ادامه داره.
باز یک نگاه کلی توام با اعتماد به نفس تو آینه انداخت و کیف سامسونتش رو به دست گرفت و مثل همیشه بی توجه به من از اتاق بیرون رفت.
اما تو لحظه آخر با یه چرخش طرفم برگشته با نگاه همیشه سردش منو نشونه رفته گفت:
آیلین هنوز خوابه؟
_نمی دونم، من هنوز ایشون رو ندیدم.
ابرو بالا انداخته از جلوی در کنار رفت و…
فقط حرفش آیلین بود؟ همیشه حرفش آیلینه…
لباس های تو کمد رو زیر و رو کرده یک شلوار کتان قهوه ای، یک پولیور کرم و یک کت چرم به رنگ شلوارش روی تخت گذاشتم و از اتاق زدم بیرون، اینم از لباس هاش برای بعد از ظهر…
راه اون انباری ته پارکینگ رو گرفته رسیدم به اون جای همیشگی و هیچ فردی…

 

دانلود رمان بگذار آمین دعایت باشم

بی توجه به اون همه گذشته راه اون انباری ته پارکینگو گرفته رسههیدم به اون مامن همیشگی و هیچکس تا حالا جز خودم پا توب نذاشته.

پا که تو اون انباری ملقب به اتاق میذارم نگام دور میگرده و تهش دلم میگیره از اینکه اون اول صبح فقط میپرسه آیلین هنوز خوابه ؟

آره آیلین خوابه و من صههبح اول صبح از این انباری ته پارکینگ میزنم بیرون وسردم میشه و به جا خانوم گز واسه اون میز صبحونه میچینم و لباساشو میدم دستش و تهش هم اون میپرسه آیلین هنوز خوابه ؟ حتما خوابه مگه جز خواب و تفریح کار دیگه ای هم بلده ؟

صههدای زنگ گوشههیم تو دل اتاق پیچیده منو دنبال اون من با صدا میکشونه و تهش پیدا میکنم اون گوشی قدیمی و دکمه دار و دلم خوب فقط کشویی بودنش رو.

دیدن یه عکس کم کیفیت و لبخند اومده تا روی لبم.

– باز اول صبح شد فحش لازم شدی ؟

– شعور داشته باب کصافط و بده تحویلت میگیرمت اول صبح – بنال زودتر که باید آماده شم .

– مثلا کدوم قرار کاری مهمتون مونده ؟

– نفله و من که تا ته اون ماه پشت میزم نشستم و تو برو کلاتو بذار بالاتر.

– آدم پارتی داشته باشه رم دنیا نداشته باشه حتی اگه نوزده سالش باشه.

– بگوماشالا چشات درآن تو کاسه.

– گمشو و امروز میای اینوری؟

– آره بابا و دارم میام و اون لباسه رو هم تمومش کردم.

– قربون دسههتت بیارب و منم یه کم روب کار کنم و این زنیکه تازه به دوران رسیده بد رو اعصابه و حوصله نق و نوقشو ندارم.

– پس میبینمت و راستی ناهار چی داریم؟

– تو چی دوست داری- آی دلم ه*و*س یه فسنجون کرده .

– کوفت چی ؟ کوفت هم ه*و*س کردی ؟ …

من به تو کوفت هم نمیدم و سههر رات سه تا ساندویچ سرد بگیر رهری بزنیم تو رگ.

– سگ خور و پس بای و به آهو هم سلام برسون.

– جک و جونور که سلام و ریر سلام حالیش نمیشه .

– جرات داری اینو جلو خودب هم بگو و بای.

 

دانلود رمان دکتر و ارباب

خلاصه کتاب
یادت باشد دلت که شکست سرت را بالا بگیری… تلافی نکن، فریاد نزن، شرمگین نباش، حواست جمع باشد فرد دل شکسته بسیار برنده و تیز است… مبادا که دل و دست انسانی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی… مبادا که فراموش کنی روزی شادی اش آرزویت بود… صبور باش و ساکت، بغض خود را پنهان کن، رنجت را پنهان تر…
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    گذار آمین دعایت باشم
  • ژانر
    عاشقانه, اجتماعی
  • نویسنده
    هانیه وطن خواه
  • طراح کاور
    Es_shima
  • صفحات
    482
لینک های دانلود
  • 117 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 119 بازدید
  • 0 کامنت
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.