نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
پست های ویژه

دانلود رمان هیاهوی تنهایی

  • یکشنبه, 23 می 2021
  • دسته‌بندی نشده

دانلود رمان هیاهوی تنهایی

 

خلاصه ای از رمان هیاهوی تنهایی :

گاهی در جغرافیای زندگیمان آدم‌هایی راه پیدا می‌ کنند

که تا آن لحظه نه آن ها را دیده‌ای و نه می‌ شناسی،

لازم نیست در کنارش وقتی را سپری کرده باشی،

بر حسب تصادف سایه‌ هایتان در یک راستا کش آمده‌ اند

و قد کشیده‌ اند

و زندگی پر است از سایه‌ های هم قدی که حتی به اندازه‌ی نوشیدن یک فنجان چای

اوقات سپری نکرده‌ اند و یک بار هم هم دیگر را ملاقات نکرده‌ اند.

 

قسمت هایی از رمان هیاهوی تنهایی :

نگاهی دور تا دور تا دور سالن چرخاند و دسته کلید را روی کنسول گوشه ی سالن انداخت.

نگاهش روی قاب عکس میخکوب شد.
– عکس پدر و مادرت …
صددددای اکو شده در سرش، روحش را خراش داد و گره ابروهایش را محکمتر کرد.

دستش را نرم روی قاب عکس کشید.
گاهی اوقات یادآوری اتفاقات همچون نیشتر آنچنان زخم میزنند که راه علاجی نیست جز تاب آوردن و در خود پیچیدن.

یاد و خاطره ی عزیزانی که باید عمر باقی مانده ات را در حسرت نداشتنشان سپری کنی.

خاطرات را میان قاب چوبی قدیمی جای گذاشت و نفسش را رها کرد.

دستی به صورتش کشید و قدمهای خسته اش را به سمت مبل کشاند.

روی مبل دراز کشید و تنش را به نرمی مبلهای مخملی میان سالن سپرد و پل هایش را روی هم گذاشت.
هجوم خاطرات سریعتر از آن بود که فکرش را میکرد.

در دلش لعنتی ای نثار خود کرد که ناخواسته راهش را به این سمت کشانده بود.

– آشور، رسیدی مامان؟ اصرار من بهت برای اومدن کارساز نبود. شب منتظرت هستیم.
سرش را بالا آورد و نگاهش به سمت تلفن گوشه ی سالن کشیده شد. صدای ساره که در خانه پیچید، نفسش را کلافه بیرون داد و این بار به حماقتش برای برگشتن به این خانه بیشتر از قبل ایمان آورد. ای کاش حداقل امروز را به اینجا نیامده بود.

دانلود رمان هیاهوی تنهایی

 

دانلود رمان دکتر و ارباب

  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
کامنت های این مطلب

موضوعات
ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.