نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان سفید برفی

دانلود رمان سفید برفی

 

خلاصه رمان سفید برفی :

دختری به اسم گلیا نه زشت و نه زیبا تو این دنیا زندگی می کنه .

با مشکلات دست و پنجه نرم کرده ولی هنوز یکی دیگه از مشکلاتش مونده .

توهان راد پسری با تیپ و قیافه ی نبستا خوب یه دفعه از راه می رسه .

یا خدا این دیگه چه غولیه…

قسمت هایی از رمان سفید برفی :

– چته ديوونه؟ چرا داد مي زني؟ وايستا ببينم چرا اين قدر قرمزي؟ نکنه تب داري؟
– نرگس باورت مي شه؟ باورت مي شه نرگس؟
– چي رو باورم مي شه؟ د بگو ببينم چه مرگته!
– کار پيدا کردم نرگس، کار…
وسط حرفم پريد و گفت: راست مي گي گليا؟ کار پيدا کردي؟ آخ جــــون!
هم ديگه رو بغل کرده بوديم و مثل ديوونه ها بلند بلند مي خنديديم. سريع به حالت دو رفتم توي اتاقم دفتر
خاطراتم رو باز کردم و شروع به نوشتن کردم:
»شکرت خدا، شکرت! باالخره يه کار پيدا کردم، يه کار عالي.«
سرم رو باال آوردم و به گذشته ام فکر کردم، به گذشته اي که توش هيچ نقطه ي روشني پيدا نمي شد.

سه سالم بود که مامانم مرد. از دست کارهاي بابام سکته کرد.

بابام يه معتاد الکلي بود که هيچي جز عشق و حال براش مهم
نبود. بيچاره مامانم چهارده سالش که بود به زور مي شينه پاي سفره ي عقد و يه سال بعد از ازدواجش هم خشايار
به دنيا مياد. هفت سال بعد از خشايار هم نوبت منه.

وقتي مامان رفت، پدرم گم و گور شد. هيچ وقت نفهميدم چه باليي سرش اومد.

بعد از مرگ مامان، خشايار همه کسم و مثل کوه پشت سرم بود. هم برام مادر بود و هم پدر.
وقتي بابا ناپديد شد، خشايار شروع کرد به کار کردن.

روزها کار مي کرد و شب ها درس مي خوند. بهش التماس مي کردم که خودش رو خسته نکنه، اما هميشه در جواب خواهش من مي گفت

که الهي من فدات بشم خواهر کوچولو، تو تاج سرمي و روي تخم چشمم جا داري. براي تو کار نکنم، براي کي بکنم؟

نرگس، زن داداشم بود.
دختر خيلي خوب و مهربوني بود؛ ولي هر چي نباشه من اون جا يک مزاحم بودم.

اون جا خونه ي خشايار بود و  مسلما نرگس دلش مي خواست توي اون خونه تک و تنها خانمي کنه.

يه شب که براي آب خوردن از اتاقم اومده
بودم بيرون، صداي نرگس رو شنيدم که به خشايار مي گفت گليا تا کي مي خواد اين جا بمونه؟ نکنه مي خواد تا
ابد ور دل ما بشينه؟

آروم برگشتم توي اتاقم و مثل وقتي که بچه بودم، بدون اين که صدايي توليد کنم شروع به
گريه کردم.
از اتاقم اومدم بيرون و رفتم توي آشپزخونه.
نرگس اون جا بود. هوس کردم يه کوچولو اذيتش کنم. پشتش ايستادم و بلند داد زدم:
– پــــــــــخ!
بنده ي خدا فکر کنم سکته کرد. رنگش شده بود عين گچ و داد زد:
– گليا! آخه مگه خلي دختر؟ سکته کردم رواني، خشايار راست مي گه الحق که ديوونه اي!

 

 

دانلود رمان سفید برفی

دانلود رمان تک برده ارباب

خلاصه کتاب
دختری به اسم گلیا نه زشت و نه زیبا تو این دنیا زندگی میکنه .با مشکلات دست و پنجه نرم کرده ولی هنوز یکی دیگه از مشکلاتش مونده .توهان راد پسری با تیپ و قیافه ی نبستا خوب یه دفعه از راه میرسه .یا خدا این دیگه چه غولیه…
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    سفید برفی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    شاداب حسنی
  • طراح کاور
    Es_shima
  • منبع تایپ
    انجمن نودهشتیا
لینک های دانلود
  • 119 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 236 بازدید
  • 0 کامنت
دیگر نوشته های
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.