نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
پست های ویژه

دانلود رمان سرگیجه های تنهایی من

  • پنج‌شنبه, 20 می 2021
  • دسته‌بندی نشده

دانلود رمان سرگیجه های تنهایی من

 

خلاصه ای از رمان سرگیجه های تنهایی من :

داستان این رمان درباره ی دختری به نام بهانه است.
بهانه شخصیت مقابل اتابک (شخصیت اول مرد داستان) می باشد، دختری از مانند همه ی دختران دیگر، دختری که اندوه از دست دادن مادر خود را تجربه کرده است.
دختری که حالا یک نامادری دارد، نامادری که با او بد رفتاری می کند.
داستان از جایی شروع می شود که نامادری و پدرش به خارج از کشور سفر می کنند

و بهانه برای ادامه ی زندگی به منزل عموی خود اتابک می رود…

 

قسمت هایی از رمان سرگیجه های تنهایی من :

( اتابک )

با صدایی خسته و غمگین گفتم:
_ نمی شه…
صدای همیشه خون سرد بابک پیچید تو گوشم :
_ حالا من یک چیزی از تو خواستم ها …
_ من هیچی ! اون رو می خوای…
_ راضی می شه … می شناسمش !

_ کاش قدر من می شناختیش …
کاش مثل من همه ی رفتارهاش رو زیر ذره بین گرفته بودی ، کاش می تونستی بفهمی اون با این شرایط کنار نمیاد …
فقط سکوت کردم و به صدای نفس های بابک گوش دادم …
منتظر شدم چیزی بگه …
_ کمکم می کنی ؟
زبان تلخم رو به لبای خشکیده ام کشیدم و گفتم :
_ راه دیگه ای هم هست مگه ؟
_ می دونستم کمکم می کنی ! کاری نداری فعلا ؟
دستم را توی موهام کشیدم و گفتم:
_ بذار خودم این موضوع رو بهش بگم !
_ هر طور که صلاح بدونی دکتر ، بهش می گم فردا میری دنبالش .
سکوت کردم .
بابک که سکوتم رو دید شب بخیری گفت و گوشی را قطع کرد .
موبایل رو از کنار گوشم عقب کشیدم و گذاشتمش لبه ی پنجره و زل زدم به …

دانلود رمان سرگیجه های تنهایی من

با لب خندون از سر جلسه‌ی امتحان بیرون اومدم…
سارا و فرنوش به طرفم دویدن و هر کدوم یه دری وری بارم کردن…
خاک تو سرت…
خر خون…
تا لحظه آخر نشستی
چی داشتی می‌نوشتی؟
تو که گفتی نخوندم!
آب زیر کاه
موذی..
و من در جواشون فقط می‌خندیدم!!بذار فکر کنن من خرخونم… خب مسلماً وقتی نمره‌ی بیست زیستم رو ببینن، مطمئن می‌شن من خرخونم!!! اونم چه خرخونی….یه خرخون متقلب!
لبخندم عمیق‌تر شد….شدت ضربه‌هایی که بچه به سرم وارد می‌کردن بیشتر!!
خووو یه کلمه حرف بزن…زبونت رو موش خورد؟
غش غش خندیدم و گفتم- نه!! سر جاشه…
فرنوش چشما شو باریک کرد و گفت- منو نمی‌تونی خر کنی!یه چیزی شده که تو این طور شنگولی!
بیست گرفتن از زیست کم چیزی نبود…

ولی خودم خوب می‌دونستم دلیلم برای این خوشحالی چیه….قرار بود بعد از مدت‌ها اتابک رو ببینم!

 

 

دانلود رمان رییس مغرور من

 

  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
کامنت های این مطلب

موضوعات
ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.