نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
پست های ویژه

دانلود رمان عروس صد روزه

  • چهارشنبه, 19 می 2021
  • دسته‌بندی نشده

دانلود رمان عروس صد روزه

 

خلاصه رمان عروس صد روزه :

داستان دختر ساده و بچه ایست که ازدواج کرده و باید با زندگی متاهلی آشنا شود

این در حالی است که….

قسمت هایی از رمان عروس صد روزه :

با نگاه زیر زیرکی نگاهش کردم. سرش پایین بود و انگار داشت فکر می کرد.

سیب گلوش بالا و پایین شد و به سمت من چرخید فوری نگاهمو دزدیدم.

– میدونی چرا ما اینجاییم؟

تند تند سرم رو به طرفین تکون دادم. لب هاشو روی هم فشرد و دستمال سفیدی رو نشونم داد.

– اما خاله شریفه اینو داده به من و گفته باید خونیش کنید.

توی چشمام اشک جمع شد.

– میخوای منو بکشی؟

خندید و گفت : نه..

– پس چیه ؟

متعجب نگاهم کرد و گفت :

– یعنی تو نمی دونی؟
سرم رو به طرفین تکون دادم.

دلم نمیخواست بهش بگم خاله شریفه گفته وقتی اون پسر اومد تو اتاقت لباسات رو در بیاره چون دلم می خواست این کارو بکنم.

خجالت می کشیدم.

مامانم گفته بود آدم های غریبه باید بدن ما رو ببینند با لمس کنند. یه هو دیدم گفت :

– میخوای هر جفت مون از اینجا خلاص شویم؟

فوری سرمو به ثبت تکون دادم.

– خیله خب، پس لباساتو در بیار

با گفتن این حرفش تو خودم جمع شدم.

– یالا زود باشی… مثل به بازیه بهت قول میدم.

با چشم های ترسیده نگاهش کردم. اما نمیدونم چرا بهش اعتماد کردم و با خجالت لباسامو در اوردم.
آب دهنش و پر سر و صدا قورت داد و اومد جلو…

انگار اونم مثل من خجالت می کشید، هر جفتمون لب تخت نشسته بودیم.

نفسی از سینه بیرون فرستاد و دست شو روی سر شونه برهنه من گذاشت.

په هو از سردی دستش پوستم دون دون شد و خواستم خودمو بکشم عقب که اون یکی دستش رو پهلوم نشست.

ترسیده سرم رو بلند کردم و تو چشماش خیره شدم که سرشو جلو اورد و لباشو رو لبام گذاشت.

ترسیده بودم، با تقلا سعی داشتم اونو از خودم جدا کنیم. چرا این کارو می کرد.

آدم کثیف، چندش، حالم داشت به هم میخورد و نفسش بند اومده بود
دیگه طاقت نیاوردم و گوشه لبشو گاز محکم گرفتم که فریادی زد و ازم جدا شد.

دستشو با رو لبش گذاشت و گفت :

– روانی، چی کار می کنی؟

– صدا تو ببر چندش، چرا لبامو اینو طوری تف تفی کردی مگه شام شبته ا

– دیوونه داشتم کارو واسه تو افزون تر می کردم، اما تو آدم نیستی باید درد بکشی.

– منظورت چیه؟

ادای عق زدن در اوردم و گفتم :

– حالمو به هم زدی.

تند تند دستمو رو لبام کشیدم. زیر لب بچه احمقی گفت و نفسشو هوف کرد:

– من نمی تونم با تو ادامه بدم.

از جاش بلند شد و به سمت در رفت.

دانلود رمان عروس صد روزه

 

دانلود رمان حکم دل

  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
کامنت های این مطلب

موضوعات
ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.