نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
پست های ویژه

دانلود رمان دختر هوس باز

  • سه‌شنبه, 18 می 2021
  • دسته‌بندی نشده

دانلود رمان دختر هوس باز

خلاصه رمان دختر هوس باز :

کلید تو قفل چرخوندم ، در و هل دادم رفتم داخل …
دلم هوس ل**ز با سارا رو کرده بود
حتی فکر کردن بهش هم باعث میشد بین پام خیس بشه ..
به محض واردشدنم به خونه متوجه صدای آه و ناله شدم ..
سریع کفشامو از پام در اوردم و رفتم تو پذیرایی …
مثل همیشه سارا در حال ل**ز با دوتا دختر بود..
اووووف پس حسابی داره واسه خودش حال میکنه …

 

قسمت هایی از رمان دختر هوس باز :

«گلناز» گوشه ی اتاق کز کرده بودم .مامان، مدام اشک می ریخت و توی سرش می زد این دیگه چه مصیبتی بود؟ خانواده ی کوچیک ما چطور می تونست این بدبختی بزرگ رو تحمل کنه؟

گلنار، رو بهم کرد و همونطور که جونه اش از بغض می لرزید گفت آبجی جان، حالا چی میشه؟

حتی اون هم متوجه شده بود که قراره به اتاق بد برامون یوفقه چه می دونم شاید افراخان، به خاطر اینکه محصولات امسالت آتیش گرفته بود، به سایه می کشیدمون …

یا شاید القصیر یایا که نبود! بود؟ از جام بلند شدم و از خونه بیرون رفتم. تحمل فضای سنگین خونه خیلی برام سخت بود کاش هیچ وقت رعیت نیودیم، یا حداقل سر زمین های افراخان کار نمی

کرلیم

همونطور که راه می رفتم، باهام رو محکم روی زمین می کوبیدم و پی توجه به گل هایی که به دامنم می باشید بلند بلند با خودم حرف می زدم افراخان، افراخان. مرتیکه می نمک به حزوم. خدا خوب تو رو دید بچه . بهت نداد.

به خاطر ۷۰ کیسه برنج شب و روز مارو یکی کردی. حالا انگار خودمون از قصد زحمت یک سالمون رو تو آتیش سوزوننیم از دور که نگاهم به افراخان و آدماش أقتاد، چشم هام درشت شد قدمی به عقب برداشتم و زیر لب بسم الله ی گفتم.

هر جام میخکوب شده بودم به طرفم قدم برداشت و توی جند قدمیم ایستاد، نگاهی به سر تا پام انداخت و گفت:

-تو دختر رحیم نیستی؟

اخمی بین دو ابروم نشست

حاج رحیم۔ ابروهاش رو بالا انداخت و سری تکون داد و بعد، زیر لب حرفم رو تکرار کرد

برو به احمد، یار غار همیشگیش گفت این کدوم دختر رحمه؟

باز گفت رحیما دلم می خواست جیغ بکشم و بگم بابای خودت رو هم

همین طور صدا می کنی؟ أما می ترسیدم، از اینکه مبادا برای پایاجان .یحتر بشه :

احمد نگاهی به سر تا بام انداخت و گفت دختر بزرگش، نازگل۔ توی حرفش بریدم گلنازسری تکون داد و دیگه حرفی نزد؛

از کنارم که رد شدن، دست و پاهام شروع به لرزیدن کرد دلم نمی خواست به خونه برگردم تا شاهد این باشم چطور پدر و مادرم رو تحقیر میکنه بنابراین، به طرف جنگل دویدم با اینکه نم نم بارون می زد، اما هوا اصلا سرد نبود.

نگاهم رو دور و اطرافم چرخوندم و وقتی مطمئن شدم کسی نیست، روسریم رو از سرم برداشتم و لی لی کتان، شروع به آواز خوندن کردم

رعنا گونه مو دلیم رعنا۔ اشکور باج گیروم رعنای مختارخانک سرگالشم رعنای سالی صد من روغن کم رعنای

دانلود رمان دختر هوس باز

دانلود رمان طالع نحس

  • 71 روز پيش
  • test44889009
  • 14 بازدید
  • 0 کامنت
  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
کامنت های این مطلب

موضوعات
ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.