نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان بهشت صورتی

دانلود رمان بهشت صورتی

 

خلاصه رمان بهشت صورتی:

یک دختری به اسم سارا با کمک دوستش ستاره که خیلی مدرک و موقعیت خوبی داشته مدارک جعلی به اسم دوستش درست میکنه بعد وارد یه شرکت میشه که اسم رئیسش البرز بود سارا البرز رو دوست داره و می خواد عاشق خودش کنه تا دیگه فقیر نباشه ولی البرز می فهمه که این …..

 

قسمت هایی از رمان:

مامانم شونه هامو تکون داد و صدام می زد:
– آنی؟ آنی؟
– هووم.
– هووم چیه ؟ پاشو ببینم ؟ مگه نمی خواي بري خیاطی ؟
با شنیدن اسم خیاطی چشمامو باز کردم و سیخ نشستم و گفتم:
– ساعت چنده؟
– هشت ونیم
– واي مامان چرا بیدارم نکردي ؟
بلند شدم و از اتاق اومدم بیرون. مامانم پشت سرم اومد و گفت:
– خودمم تازه بیدار شدم تا تو دست و صورتتو بشوري صبحونه رو حاضر می کنم.
دستشوي رفتن و دست و صورت شستنم شش دقیقه طول کشید.

سریع به اتاقم رفتم و دستی به موهاي فرفریم کشیدم و با یه کش مو بالا
بستمش. کمد لباسمو باز کردم، هر چی دم دستم بود پوشیدم،

به ساعت نگاه کردم؛ هشت و چهل دقیقه بود، یعنی تا نه میرسیدم ؟ عمرا

.

.

.

آماده برای برگشت بودیم. آخرین نگاهم رو به کلبه ی دایی انداختم.
دو هفته ی پر تنش رو اینجا گذروندم و حالا باید بر می گشتم به جایی که رنگ آرامش رو درونجا حس کنم.
خسته بودم از همه‌ی این تضاد ها.
دایی برای بدرقه مون اومد و با احساس صورت تک تکمون رو بوسید.

صدای جنگل به گوش می رسید، انگار داشت التماسم می کرد نرم.
دم عمیقی از هوای اطراف گرفتم‌ و نگاه چرخ دادم تو سبزی جنگل.

می دونستم با عصبانیت داره به تماشای رفتنم نشسته و الان خون خونش رو میخوره…
ولی اصلأ برام اهمیت نداشت، اون میخواست از من سوءاستفاده کنه پس بهتره فریبش رو نخورم.

سوار ماشین شدیم، لبخندی عریض زدم و دست آریا رو گرفتم: چقدر خوب که داریم می ریم.
آریا عرق پیشونیش رو پاک کرد و کتش رو انداخت صندلی عقب: آره گرمای اینجا طاقت فرساست.

پریسا که شوهرش و بچه اش رو به تنهایی راهی کرده بود با لبخندی مهربون اومد طرف ماشین ما: بچه ها منم با شما میام.

همگی لبخند زدیم و نشستیم تو ماشین.

پدر استارت رو زد.
ناگهان نگرانی مثل یک مار قلبم رو نیش زد, حس بدی داشتم؛ دلشوره و نگرانی…

دانلود رمان بهشت صورتی

خلاصه کتاب
یک دختری به اسم سارا با کمک دوستش ستاره که خیلی مدرک و موقعیت خوبی داشته مدارک جعلی به اسم دوستش درست میکنه بعد وارد یه شرکت میشه که اسم رئیسش البرز بود سارا البرز رو دوست داره و میخواد عاشق خودش کنه تا دیگه فقیر نباشه ولی البرز میفهمه که این ….
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    بهشت صورتی
  • ژانر
    عاشقانه
  • نویسنده
    آفتابگردون
  • طراح کاور
    Es_shima
لینک های دانلود
  • 129 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 293 بازدید
  • 0 کامنت
دیگر نوشته های
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.