نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
پست های ویژه

دانلود رمان استاد خاص من

  • چهارشنبه, 12 می 2021
  • دسته‌بندی نشده

دانلود رمان استاد خاص من

 

خلاصه رمان استاد خاص من:

داستانی از یلدا دانشجوی تخس استاد جاوید است که صرفا جهت انتقام از استادش پیشنهاد ازدواجش را قبول میکند،

غافل از اینکه سرنوشت قرار است خیلی چیزها را عوض کند، عاشقانه ای طنز و تکرار نشدنی …

 

بخش هایی از رمان استاد خاص من:

پراید قشنگم و توی پارکینگ دانشگاه یا راست کردم و خواستم از ماشین پیاده شم بازم دیر هم نشده بود

اصلا مگه ممکن بود به روز من کلاس داشته باشم و به موقع برسم؟

استغفرالله —

غرق علمین افکارم بودم که پای راستم پیچ خورد و صدای خرد شدلش رو به وضوح شنیدم لعنتی الگان از وسط به دو تا قسمت تقسیم شد

امر به بالا و مچ به پایین با اینکه درد بدی توی یام پیچیده بود اما با این حال من دیوونه تر از اونی بودم که بخوام به خاطر پیچ خوردن پام غصه آمیخته با خم به ابرو در بیاریم !..

یس طوری که انگار اصلا اتفاقی نیفتاده شروع کردم به راه رفتن و البته رسیدن به کلاس کلامی که خیالم از استادش رفته بود به استناد پیر غر غرو که هرچند غر میزد اما در نهایت می گفت خالم بین القوات بالا شرت تشریف آورد

و بعد هم اشاره میکرد که بشینم هر چند که با همین غرغراش همه ی بچه هارو به ده می انداخت، اما خودش کوچکترین لبخندی می زند و فقط از بالای خیالت ته استکانی نگاهم میکرد

فاصله ای تا کلاس مونده بود و بالاخره بعد از چند ثانیه یه در کلاس رو باز کردم
در کمال تعجب همه ساکت نشسته بودن و خبری از استاد نبود انگار امروز نیومده بود

با هرچند غیر ممتماما من زودتر از ارث رسیده بوده لبخندی از عدم رضایت زدم و یه یبونه نگاه کرده که فقط زل زده بود بیست و علیچی نمیگفت

الصما عث برعکس پوله پر از انرژی و خنده بوشم دیس براش دستی تکون دادم و گفتم ایوانه

«یلدا جونت اومده تازه استاد غرولند که نیامده پس چرا مثل بز داری نگاه میکنی ؟

این رو گفتم و راه افتادم سمت صندلیم که درست توی آتلیه ای کلاس و کنار پونه بود اما با شنیدن صدای مردونه تی شیر آشنایی عمر جام میخکوب شدم
-خانم یلدا بفرمایید ببیرون
با دلهره به سمت صدا برگشتم و با ديدن مرد فوق العاده شيك پوش و جووني كه دست به سينه نگاهم مي كرد به من من كردن افتادم !
اين ديگه كي بود ؟!

فقط نگاهش مي كردم و انگار زبونم بند اومده بود كه يه تاي ابروش رو بالا انداخت :
_ پس گوشاتم سنگينه !

دوباره صداي خنده ي بچه ها بلند شد كه پونه با صداي آرومي گفت :
_ بيچاره شدي يلدا، اين استادِ جديده!

دانلود رمان استاد خاص من

باورم نمي شد !
يه آدم ان قدر بدشانس ؟!
چه طور ممكن بود ؟

نمي دونستم چه طوري بايد گندم رو جبران كنم كه بهم نزديك شد .
صداي قدم هاش روحم رو آزار مي داد،
با اين حال روبه روم ايستاد و شمرده شمرده گفت:
_ من به هيچ وجه نمي تونم يه دانشجوي بي نظم رو تحمل كنم، به هيچ وجه! پس لطفا وقت كلاس رو نگير و برو بيرون
به مثل عادت هميشگيم با صداي نازكِ جيغم استاد كشيده اي گفتم و ادامه دادم:
_ فقط همين يبار

  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
کامنت های این مطلب

موضوعات
ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.