نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
پست های ویژه

دانلود رمان شروع تلخ pdf

  • سه‌شنبه, 11 می 2021
  • دسته‌بندی نشده

دانلود رمان شروع تلخ pdf

خلاصه و مقدمه رمان:

روبروش ایستاده بودم با نفرت نگاهی به چشمام انداخت و گفت :
_یه وارث میاری و گورت و گم میکنی؟
یقه لباسمو گرفت و به سمت خودش کشیدم :
_تو فقط صیغه منی من زنمو خیلی دوسش دارم فهمیدی؟اب دهنمو قورت دادم و گفتم :
_فهمیدم ..”
چشمام و بستم و اروم اشک ریختم ، من باید اون پول و به دست بیارم ..”
دستشو پشت کمرم گذاشت و به خودش نزدیک ترم کرد
چشمام و باز کردم و به تیله های مشکیش زل زدم
فرصت نداد و ….
نفسم به شماره افتاده بود مثل همیشه…
دستش و و اروم اروم میومد بالا …
با لمس هام به دندون گرفتم و با خودم گفتم
_فقط یه بچه

 

قسمت هایی از رمان شروع تلخ:

پشت بهش وارد خونه شدیم ؛ آب دهنمو قورت دادمو زیر لب منشی و لعنت کردم ؛ خیلی از اینا خوشم میومد که بخوام ماساژشونم بدم اه اه

ولی مهم پولشه ؛ با جیب پر پول میرم ؛ جشن اون دوتارو تکمیل میکنم

وارد خونه شدیم ؛ دختره نگاهی بهم کردو گفت : اسمت چیه ؟

– یاس

+منم شیده

– خوشبختم

شیده – بابام خیلی اسم یاسو دوست داره ؛ آلرژی داره

لبخند کمرنگی زدمو گفتم : خوب کجا باید کارمو شروع کنم

شیده – بیا دنبالم

پشت سرش افتادم ؛ جلو اتاق ایستادو گفت : یه لحظه بمون اینجا

سرمو تکون دادم تو جام ایستادم ؛ نگاهی به دور خونه کردم چشمم خورو به یه خانم میان سال با لبخند نگام میکرد نگاش کردمو گفتم : سلام

خانم میان سال – سلام خوشگل خانم؛ خوش اومدی

– مرسی

شیده از اتاق بیرون اومدو گفت : سلام زنعمو
شمام میتونید برید تو اتاق

وارد اتاق شدم ؛ یه پسر رو تخت نشسته بود ؛ موهاش شلخته رو صورتش ریخته بود ؛ زیر چشمی نگام میکرد
خندم گرفته بود ؛ بزور جمش کردمو گفتم : خوب دراز بکشید

تیشرتشو از تنش دراورد رو تخت دراز کشید ؛ کنارش روتخت نشستم

شروع کردم به ماساژ دادن ..

دانلود رمان شروع تلخ

***
از جام بلند شدم نگاهی بهش کردم خوابیده بود ؛ خندم گرفته بود

شیده وارد اتاق شد ، نگاهی به پسر کردو به من نگاه کردو خندید

شیده – خوابید

با خنده گفتم : آره

شیده – خیلی خوب ؛ خسته نباشی ؛ بیا یه چیزی بخور

وسایلامو جمع کردم
نگاهی به پسره کردم ؛ چه خوشگلم خوابیده لبخندی زدمو از اتاق بیرون رفتم

شیده – یاس بیا اینجا زنعمو برات چایی اماده کرده

– خیلی ممنون من باید برم

سیمین (زنعمو) – بیا عزیزم ؛ یه کیک خوشمزه درست کردم چه عجله ایه میری حالا

سرفه مصلحتی کردمو رو مبل نشستم

 

دانلود رمان یک پاییز فاصله

  • برچسب ها:
مطالب مرتبط
کامنت های این مطلب

موضوعات
ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.