نکس رمان
دانلود رمان جدید – دانلود رمان عاشقانه
نکس رمان
دانلود رمان استاد مغرور من

دانلود رمان استاد مغرور من

 

بخشی از پارت اول رمان استاد مغرور من :

روی صندلی لم دادم و مثل کاراگاه به در کلاس خیره شدم .

می خواستم ببینم این کیه که جای استاد حسامی اومده و نصف بچه های کلاس به و به چه چه قد و قامتش رو می کنن .

یکی از علایقم این بود که بقیه رو با خاک یکسان کنم .
الان هم منتظر بودم استاد تازه وارد بیاد تا اون غرورش رو که بچه ها ازش تعریف می کردن و خورد کنم و ته دلم لذت کارم و ببرم .

یکی از پشت محکم زد رو شونم و گفت:
_چته؟ غرق شدی؟

بدون این که برگردم گفتم :
_خفه تا بلند نشدم… تمرکزم  و بهم می ریزی نمیتونم حال این استاد جدید رو بگیرم .

آب و از لب و لوچه اش آویزون شد و گفت :
_ترانه نمی دونی چی جیگریه عین این هنرپیشه ها می مونه مثل اون پسره چی بود اسمش؟

یکم به کله ی پوکش فشار آورد و با هیجان گفت:

_آها کوزی… مثل اونه… حتی خوشتیپ تر از اون

با چندش پسش زدم و گفتم

_جمع کن خودتو عقده ای پسر ندیده

تا خواست حرف بزنه در کلاس و باز شد

با دیدن مهرداد که با یه تیپ رسمی و کیف به دست اومد داخل رنگ از رخم پرید‌.

حق با فری بود زیادی از حد خوشتیپ شده بود

اون وقت هایی که من میشناختمش خبری از این هیکل و قیافه نبود اما الان…

با ترس از این که منو ببینه فوری رفتم زیر میز  فری با دیدنم خندید و گفت:

_چی شد پس افتادی؟

دستم و روی دماغم گذاشتم و گفتم:

_خفه احمق این مهرداده فکر کنم باید کل این واحد و بردارم تا چشمم به چشمش نیوفته

با تعجب گفت:

_میشناسیش؟

تا خواستم بگم من یه زمانی دوست دختر این استاد تازه وارد بودم صدای مهرداد بلند شد:

_اون جا چه خبره؟

هول شدم و تا خواستم بلند بشم سرم محکم خورد به میز .

انقدر دردم گرفت که مهرداد و فراموش کردم و یه ریز شروع به غر زدن کردم :

_اوف بر پدر سازنده ی دانشگاه لعنت که از روزی که من پامو گذاشتم توی این خراب شده یه روز خوش ندیدم

صدای یواش فری و شنیدم

_ترانه خفه شو کل کلاس ساکت شدن دارن غر غر های تورو گوش میدن .

با یاد آوری مهرداد یکی زدم تو سرم و گفتم:

_فری یه جوری سرشو گرم کن نیاد این ور

زیر لبی گفت:

_دیگه دیره چون داره میاد

قلبم اومد توی دهنم ، فوری کتابم و از روی میز برداشتم و گرفتم جلوی صورتم

صدای قدم های مردونه ی مهرداد و پشت بندش عطر تلخش و حس کردم.

لبم و گاز گرفتم… دقیقا بالای سرم وایستاده بود.

بدون عکس العمل منتظر موندم تا ببینم چطوری رسوا میشم تا این که صداش اومد:

_خانم محترم شما اونجا چیکار میکنید ؟

خندم گرفت… یه زمانی عشقش بودم الان بهم گفت خانم محترم .

البته اون از کجا میخواست بدونه منم!

در کمال پررویی و خونسردی بدون اینکه کتابو از جلوی صورتم کنار بدم گفتم:

_دارم درس میخونم.

حرصی گفت :

_زیر میز جای درس خوندنه؟

 

 

دانلود رمان استاد مغرور من

دانلود رمان گوشماهی

 

 

خلاصه کتاب
این داستان در مورد ترانه، دختر کله شقی ست که آن چنان بازیگوش است که تمام استادانش را اذیت می‌کند. البته در کنار شلوغی‌اش پر از مشکلات فراوان است. با آمدن استاد جدید و جذاب یعنی مهرادی که ترانه را می‌شناسد اما....
مشخصات کتاب
  • نام کتاب
    استاد مغرور من
  • ژانر
    عاشقانه، طنز، کل کلی
  • نویسنده
    نامعلوم
  • طراح کاور
    Es_shima
  • حجم
    4.31 مگابایت
  • منبع تایپ
    کانال نویسنده
  • 134 روز پيش
  • nexromaanadmin
  • 295 بازدید
  • 0 کامنت
کامنت های این مطلب

ورود کاربران
درباره سایت
نکس رمان ، منبع دانلود بهترین رمان ها ، هرروز منتظر جدیدترین رمان ها باشید
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " نکس رمان " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!
طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه ای کپی برداری از قالب و محتوا پیگرد قانونی خواهد داشت.